در گفتگو با معاون حفاظت و بهرهبرداری حوضههای آبریز جنوبی مطرح شد:

به گزارش خبرنگار شبکه خبری آب ایران، بارندگیهای قابلتوجه آبان و آذرماه سال جاری، جان تازهای به رودخانههای مناطق جنوبی کشور بخشید و بسیاری از آنها را تا آستانه طغیان پیش برد. بهطوریکه دبی برخی رودخانهها از مرز ۲ هزار مترمکعب بر ثانیه عبور کرد. در پی این بارشها، سد استقلال میناب در استان هرمزگان با ظرفیت ۲۴۰ میلیون مترمکعب، حدود ۱۷۵ میلیون مترمکعب آبگیری شد، سد شمیل ـ نیان با ظرفیت ۹۸ میلیون مترمکعب به مرحله سرریز رسید و سد جگین نیز سرریز شد.
تغییر الگوی بارش و طغیان رودخانههای وحشی؛ ضرورت استحصال آبهای سطحی در جنوب کشور
وی با اشاره به شرایط خاص حوضههای آبریز جنوبی مانند زهره و جراحی تصریح کرد: در جنوب کشور، با رودخانههای موسوم به «وحشی» مواجهیم که ممکن است یکباره طغیان کنند و سپس برای سالها هیچ آبی در آنها جریان نداشته باشد.
منتظریون خاطرنشان کرد: همچنین الگوی بارشها نیز تغییر کرده و بارشهای برفی به بارانهای شدید و کوتاهمدت تبدیل شدهاند. علاوه بر این، دفعات بارشها نیز کاهش یافته؛ به طوری که اگر در گذشته بیست بارندگی در فصول داشتیم، اکنون به پنج یا ۶ بارندگی با حجم بسیار زیاد تبدیل شده است. این موضوع ما را به سمت ضرورت استفاده از ظرفیت استحصال منابع آب سطحی سوق میدهد.
احیای سد میناب با سیلابهای اخیر؛ نقش سدها در مهار سیلاب و تغذیه منابع زیرزمینی
وی ادامه داد: باید تأسیساتی داشته باشیم که بتوانند قدرت سیلاب را ذخیره و آرام کنند. به عنوان نمونه، سد میناب در استان هرمزگان پس از بارندگیهای اخیر آبان و آذر، پس از چهار سال خشکی، جان دوباره گرفت و به منبع تأمین آب شرب بندرعباس بازگشت.
منتظریون اظهار کرد: پیش از آن، تنها منبع در دسترس، آبهای زیرزمینی بود که از طریق حفر چاههایی در کنار مخزن سد شمیل و نیان مورد استفاده قرار میگرفت. جالب اینکه در سیلاب اخیر، سد شمیل و نیان حدود ۱۸ میلیون مترمکعب آب را در مدت ۱۲ تا ۱۳ روز به منابع زیرزمینی تغذیه کرد که نشان از تخلیه شدید قبلی این منابع داشت.
کاهش ظرفیت سدها بهدلیل رسوبگذاری؛ چالش جدی در ذخیره آبهای سطحی
معاون حوضههای آبریز جنوبی در تشریح چالشهای موجود در ذخیره آبهای سطحی گفت: دو چالش عمده در این زمینه وجود دارد؛ نخست، تکمیل نشدن مجموعه سدهایی که قبلاً برنامهریزی شده است و دوم، کاهش حجم مفید مخازن سدهای موجود به دلیل رسوب. به عنوان مثال، حجم مفید سد شمیل و نیان از حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب به حدود ۶۶ میلیون مترمکعب کاهش یافته است و حل این چالش نیز با استقاده از لایروبی دائمی مخازن، موضوعی هزینهبر و پیچیده است.
یک اشتباه در بهرهبرداری از سدها هنگام سیلاب: نگهداشت آب به بهای تشدید رسوبگذاری
وی در بخش دیگری از این گفتگو بر لزوم بهرهبرداری صحیح از سدها در زمان سیلاب تأکید کرد و افزود: یک اشتباه بزرگ در بهرهبرداری، تخلیه آب از سرریزها به جای استفاده از دریچههای تحتانی است. باید اجازه دهیم جریان غلیظ و رسوبی از زیر مخزن خارج شود. اما در اقلیم خشک، اغلب به دلیل ریسک و عدم اطمینان از آینده، تمایل داریم هر مقدار آب را نگه داریم، همانند آنچه در سیلاب اخیر میناب انجام شد.
در سیلابهای بزرگ، تنها سد پاسخگوست
منتظریون با بیان اینکه سدسازی در کنار پروژههای آبخیزداری و تغذیه مصنوعی جایگاه خود را دارد، خاطرنشان کرد: در منطقهای که بسیار خشک است، استحصال آب برای آینده به قدری مهم است که ما بسیاری از ریسکها را میپذیریم. در مواجهه با سیلابهای با دوره بازگشت بالا، تأسیسات کوچک آبخیزداری و تغذیه مصنوعی به تنهایی پاسخگو نیستند. اینجا فقط سد میتواند حجم عظیم سیلاب را مهار کند. چرا که سد دو کارکرد حیاتی دارد که عبارت است از کاهش دبی پیک سیلاب (که از قدرت تخریب آن میکاهد) و ذخیره حجم عظیم آب برای استفاده در دوران خشکی.
هماهنگی آبخیزداری و سدسازی برای تأمین پایدار آب
وی با اشاره به لزوم هماهنگی بینبخشی گفت: برنامهریزی منابع آب باید منسجم باشد. گاهی احداث سازههای آبخیزداری بدون هماهنگی با وزارت نیرو، باعث میشود روانآب به مخازن سدهای اصلی نرسد و برنامهریزی تأمین آب دچار اختلال شود. این سازهها باید در چارچوب یک مدیریت یکپارچه حوضهای و با اولویتبندی وزارت نیرو احداث شوند. همچنین، در مطالعات و بهرهبرداری از سدها، نیازهای زیستمحیطی پاییندست و حقابهها بر اساس شرایط آورد سالانه دیده میشود.
مدیریت یکپارچه و زیرساختمحور، یک ضرورت است
وی با تأکید بر لزوم نگاه جامع به مدیریت منابع آب بیان داشت: در جمعبندی باید تأکید کرد که در شرایط اقلیمی خشک و ناپایدار کنونی، تابآوری منابع آب در گرو رویکردی یکپارچه و زیرساختمحور است. سدها به عنوان اجزای حیاتی، امکان ذخیرهسازی و تنظیم روانآبهای ناپایدار و غالباً سیلآسا را فراهم میکنند. با این حال، کارکرد بهینه این سازهها مستلزم پیشبرد طرحهای تکمیلشده، مدیریت رسوب و بهویژه بهرهبرداری اصولی منطبق بر هیدرولوژی حوضه است.
منتظریون تأکید کرد: این اقدام باید در چارچوب برنامهای هماهنگ با پروژههای آبخیزداری و تغذیه مصنوعی قرار گیرد تا بتوان از تمامی ظرفیتهای استحصال، ذخیره و نفوذ آب بهره برد. تنها از طریق چنین نگاه منظومهای و مبتنی بر مدیریت یکپارچه حوضهآبریز است که میتوان بر چالشهای کمآبی و نوسانات شدید جوی فائق آمد و امنیت آبی پایدار را برای کشور به ارمغان آورد.