یادداشتی درباره تبعات فنی، زیستمحیطی و حقوقی صلبسازی کف رودخانهها؛

به گزارش شبکه خبری آب ایران، فرشید فیضاللهی، رئیس گروه نظامهای حفاظت، بهرهبرداری و کیفیت شرکت مدیریت منابع آب ایران در یادداشتی با عنوان «رودخانه را آسفالت نکنیم» به نقد فنی، زیستمحیطی و حقوقی صلبسازی کف رودخانهها پرداخته و هشدار داده که بتنریزی و آسفالتکردن بستر رودخانهها ضمن انتقال فرسایش به پاییندست و قطع ارتباط آب سطحی و زیرزمینی، در تعارض با ضوابط ماده ۲ قانون توزیع عادلانه آب نیز قرار میگیرد و حفاظت موضعی را نباید با صلبسازی گسترده بستر یکی دانست؛ راهکار پایدار حداقل مداخله و بهرهگیری از رویکردهای نوین «احیای رودخانه» مبتنی بر طبیعت است.
متن این یادداشت را در ادامه بخوانید:
گاهی برای حل یک مشکل، راهکاری انتخاب میکنیم که در ظاهر ساده و سریع است، اما ممکن است در بلندمدت مشکل بزرگتری ایجاد کند، یکی از این موارد، بتنریزی یا آسفالتکردن کف رودخانهها و مسیلها با هدف کنترل فرسایش، افزایش ظرفیت عبور آب یا ساماندهی رودخانه است.
رودخانه یک کانال بتنی نیست؛ رودخانه یک سیستم زنده و پویاست که بستر، رسوبات، جریان عبوری، پوشش گیاهی، آبخوان و زیستبوم اطراف آن با یکدیگر در ارتباط هستند. از این رو هر تغییری در یکی از این اجزا میتواند رفتار کل سیستم را تغییر دهد.
کاهش زبری بستر میتواند باعث افزایش سرعت جریان و انرژی آن شود. ممکن است فرسایش در محل پروژه کاهش یابد، اما آثار فرسایشی به پاییندست منتقل شود. به بیان سادهتر، گاهی ما مشکل را حل نمیکنیم؛ فقط آن را به پاییندست منتقل میکنیم.
رودخانه فقط مسیر عبور آب نیست
بستر رودخانه محل زندگی مجموعهای از موجودات آبزی و گیاهان است و در بسیاری از مناطق، ارتباط مهمی میان آب سطحی و آب زیرزمینی ایجاد میکند. وقتی کف رودخانه با یک لایه نفوذناپذیر از بتن یا آسفالت پوشانده میشود، این ارتباط میتواند بهشدت کاهش پیدا کند.
در شرایطی که کشور با بحران آب و افت سطح آبخوانها مواجه است، باید پرسید آیا منطقی است بدون بررسی دقیق، یکی از مسیرهای طبیعی ارتباط آب سطحی و زیرزمینی را محدود کنیم؟
مدیریت سیلاب با آسفالتکردن رودخانه؟
یکی از دلایل مطرحشده برای صلبسازی کف رودخانه، افزایش ظرفیت عبور سیلاب است. این استدلال در برخی شرایط میتواند از نظر هیدرولیکی قابل بررسی باشد، اما مسئله به همین سادگی نیست.
رودخانه یک سیستم پیوسته است. اگر سرعت جریان در یک مقطع افزایش پیدا کند، آثار آن میتواند به مقاطع پاییندست منتقل شود. بنابراین نمیتوان فقط یک مقطع را دید و درباره کل رودخانه تصمیم گرفت.
مدیریت علمی سیلاب با بتن و آسفالت شروع نمیشود؛ با شناخت رفتار رودخانه شروع میشود.
قانون نیز برای بستر رودخانه محدودیتهایی تعیین کرده است
موضوع فقط فنی و زیستمحیطی نیست؛ جنبه حقوقی نیز دارد. مطابق ماده ۲ قانون توزیع عادلانه آب، بستر رودخانهها در اختیار حکومت است و تعیین بستر و حریم نیز تابع ضوابط قانونی و فنی مشخصی است. همچنین دخل و تصرف و ایجاد اعیانی در بستر رودخانهها تابع مجوزهای قانونی است.
بنابراین اجرای عملیات عمرانی در کف رودخانه را نمیتوان صرفاً یک پروژه معمول عمرانی تلقی کرد. پیش از هرگونه اقدام باید مشخص شود که محل مورد نظر در محدوده بستر قرار دارد، طرح چه اثری بر رژیم رودخانه خواهد داشت و آیا مجوزهای قانونی لازم اخذ شده است یا خیر.
حفاظت از رودخانه با صلبسازی فرق دارد
این به آن معنا نیست که در هیچ نقطهای نباید کف رودخانه را تثبیت کرد. در برخی نقاط، مانند اطراف پایه پلها، سازههای هیدرولیکی یا نقاطی که آبشستگی شدید وجود دارد، ممکن است حفاظت موضعی کف ضرورت داشته باشد.
اما حفاظت موضعی با صلبسازی گسترده کل بستر تفاوت اساسی دارد. راهکار مهندسی باید متناسب با مشکل باشد. اگر مشکل فرسایش است، علت فرسایش باید مشخص شود؛ اگر مشکل سیلاب است، ظرفیت واقعی رودخانه و مقاطع پاییندست باید بررسی شود؛ و اگر مشکل ناپایداری کنارههاست، راهکار پایدارسازی کنارهها باید بررسی شود.
رودخانه را باید مدیریت کرد، نه اینکه با آن بجنگیم
در بسیاری از پروژههای عمرانی، تمایل داریم طبیعت را به شکل موردنظر خودمان درآوریم؛ رودخانه را صاف کنیم، کف آن را بتن کنیم و کنارههای آن را دیوارهگذاری کنیم اما هرچه مداخله گستردهتر باشد، احتمال انتقال مشکلات به بخشهای دیگر سیستم نیز بیشتر میشود.
راهکار پایدار، حداقل مداخله و حداکثر شناخت است. پیش از هر تصمیم برای صلبسازی کف رودخانه باید مطالعات هیدرولوژیکی، هیدرولیکی، رسوبشناسی، هیدروژئولوژیکی، ژئوتکنیکی و زیستمحیطی انجام شود و آثار پروژه در بالادست و پاییندست بررسی شود.
یک پرسش ساده
اگر رودخانه هزاران سال بدون آسفالت و بتنریزی مسیر خود را طی کرده است، چرا باید نخستین راهحل ما برای مدیریت آن، تبدیل بستر طبیعی به یک سطح صلب باشد؟ شاید بهتر باشد پیش از آنکه رودخانه را اصلاح کنیم، رفتار آن را بشناسیم.
رودخانه دشمن شهر نیست؛ اگر درست مدیریت شود، میتواند بخشی از راهحل مدیریت سیلاب، حفظ محیط زیست و حتی پایداری منابع آب باشد.
بنابراین، اصل باید روشن باشد: تا زمانی که ضرورت فنی و اجتنابناپذیری صلبسازی اثبات نشده است، بستر طبیعی رودخانه باید حفظ شود.
رودخانه را آسفالت نکنیم؛ گاهی بهترین مهندسی، کمتر دستزدن به طبیعت است.
رویکردهای نوین جهانی؛ از مهندسی رودخانه تا احیای رودخانه
در دهههای اخیر، نگاه بسیاری از کشورها به ساماندهی رودخانهها تغییر کرده است. رویکردهای نوین دیگر صرفاً بر کوتاهکردن مسیر رودخانه، بتنریزی کف، دیوارهگذاری و افزایش ظرفیت عبور جریان متمرکز نیستند؛ بلکه تلاش میکنند تا حد امکان عملکرد طبیعی رودخانه را بازگردانند و میان ایمنی در برابر سیلاب، محیط زیست و پایداری منابع آب تعادل ایجاد کنند.
در این رویکرد که از آن با عناوینی مانند «احیای رودخانه«، »بازطبیعیسـازی رودخانه «و «راهکارهای مبتنی بر طبیعت« یاد میشود، هدف آن است که رودخانه تا حد امکان فضای طبیعی خود را دوباره به دست آورد؛ بستر و کنارهها قابلیت طبیعی خود را حفظ کنند، پوشش گیاهی بومی تقویت شود، ارتباط رودخانه با دشت سیلابی برقرار شود و مسیر طبیعی انتقال جریان و رسوبات مختل نشود.
در چنین نگرشی، به جای آنکه برای هر مشکل یک سازه صلب ایجاد کنیم، ابتدا تلاش میشود علت مشکل شناسایی و با کمترین مداخله اصلاح شود. برای نمونه، در کنترل سیلاب میتوان از احیای دشتهای سیلابی، افزایش فضای عبور طبیعی آب، احیای پوشش گیاهی، ایجاد پهنههای تأخیری و سایر راهکارهای مبتنی بر طبیعت استفاده کرد.
این تغییر رویکرد یک پیام مهم برای مدیریت رودخانههای کشور دارد: ساماندهی رودخانه الزاماً به معنای «سازگار کردن رودخانه با شهر» نیست؛ بلکه میتواند به معنای «سازگار کردن توسعه شهری با ظرفیتها و رفتار طبیعی رودخانه» باشد.
البته احیای رودخانه به معنای رهاکردن رودخانه و بیتوجهی به ایمنی شهروندان نیست. در نقاطی که حفاظت از زیرساختها یا جان مردم ضرورت دارد، استفاده از سازههای مهندسی همچنان ممکن و گاه اجتنابناپذیر است.