شنبه, 30 خرداد 1405
مشروح خبر :: عاشورا و شناخت پنجره فرصت؛ زینب (س) و آموزه‌هایی برای مدیریت پساجنگ

یادداشت عیسی بزرگ‌زاده، کارشناس توسعه و سخنگوی صنعت آب کشور؛

عاشورا و شناخت پنجره فرصت؛ زینب (س) و آموزه‌هایی برای مدیریت پساجنگ

پساجنگ، پنجره‌ای است که عاشورا به ما آموخت چگونه آن را بگشاییم. با شجاعت انتخاب، با آگاهی به هنگام، با باور به اینکه این لحظه می‌تواند سرآغاز بزرگ‌ترین کامیابی‌های ملی باشد.

به گزارش شبکه خبری آب ایران، عیسی بزرگ‌زاده سخنگوی صنعت آب و کارشناس توسعه در یادداشتی نوشت: عاشورا، یک رویداد در تقویم نیست؛ «رخدادی بنیادین» در تاریخ معناست. در دهم محرم، نه فقط یک کارزار نظامی، که تبارشناسیِ نو از پیروزی رقم خورد. پیروزی‌ای که با شمشیر به دست نیامد، با خون به ثمر نشست. در آن روز، ظاهر ماجرا، پایان یک خیزش بود، اما باطن آن، آغازی شد برای جریانی که وجدان تاریخی انسان‌ها را تا ابد می‌تکاند.

کربلا، دریچه‌ای در تاریخ گشود که از آن، نه خون، که معنا جاری شد. واقعه‌ای که هرگز رنگ شکست نگرفت و پیروزی‌ای که هرگز به میدان جنگ تعلق نداشت. این، بزرگترین درسِ فلسفیِ عاشوراست که هر سوگی، در دل خود، بذرِ یک نظمِ نوین را حمل می‌کند، مشروط بر آنکه اراده بازاندیشی و بصیرتِ تشخیصِ هنگامه را داشته باشیم.

از این حادثه می‌آموزیم که «پنجره فرصت» همواره در دلِ سخت‌ترین لحظات گشوده می‌شود، نه برای آنان که می‌نشینند و فاتحه می‌خوانند، بلکه برای آنان که در دلِ خاکستر، به دنبال نهال می‌گردند. در کربلا، امام حسین (ع) با آگاهیِ کامل از آسیب جسمانی، «پنجره‌ای از معنا» گشود که نتیجه‌اش نه پیروزی نظامی، بلکه بازآفرینیِ ابدیِ ارزش‌ها شد.

او نشان داد که گاه، «عبور از خود» و «به قربانگاه رفتن»، تنها راهی است که می‌تواند نظمِ فروریخته اخلاقی را احیاء کند. این آموزه، برای هر کشوری که پس از جنگ، به دنبال پنجره پساجنگ می‌گردد، چونان چراغی است در شب. می‌آموزد که هر بحران، بطنی است برای زایشِ امکان‌هایی که در روزمرگی، هرگز دیده نمی‌شوند.

اتفاقاتِ پس از عاشورا نیز روایتی دیگر از «پساجنگ» است. روایتی که در آن، اسیرانِ اهل‌بیت، با سخن و صبر، نهالِ پیام را در دلِ دشمن کاشتند. این نشان می‌دهد که بازسازی، فقط با نهادها و سازه‌ها نیست؛ با قلم و کلام، با صبر و استقامت نیز ممکن است. حضرت زینب (س) در کاخ یزید، «پنجره‌ای دیگر» گشود و با خطبه‌های شورانگیز خود، روایت حق را بازآفرید. او نشان داد که مدیران پساجنگ، کسانی‌اند که در تاریکیِ حوادث، چراغِ کلام را برمی‌افروزند و با واژه، دیوارهای سکوت را فرو می‌ریزند. گویی آنان پس از واقعه، با قلم زبان، آنچه را شمشیر نتوانسته بود حفظ کند، در تاریخ تثبیت کردند و این، بزرگترین نماد «مدیریت پساجنگ» در فرهنگ انسانیت است.

ما چگونه با پساجنگ روبه‌رو می‌شویم؟! آیا از پنجره پساجنگ، به تماشای «بازآفرینی» خواهیم نشست یا به تکرار گذشته؟ توسعه واقعی، بیش از آنکه در کمّیتِ پروژه‌ها و آمارِ ساخت‌وسازها تجلی یابد، باید در «بازتعریفِ رابطه انسان با حقیقت، با طبیعت و با یکدیگر» ظهور ‌کند. کاری که حسین (ع) و خواهرش زینب (س) در رابطه انسان با حقیقت و جهانِ معنا کرده‌اند. با گرامی‌داشت تشنه‌کامان کربلا باید گفت آب در این بازتعریف، جایگاهِ «دماسنجی» می‌یابد که نشان می‌دهد آیا از پسِ بحران، به «معنای نو» رسیده‌ایم یا در تکرار گذشته‌ غرق شده‌ایم. در سرزمینی که کم‌آبی یک واقعیت ساختاری است، هر تصمیم درباره آب، آینه تمام‌نمای تدبیر ملی است.

و سرانجام، آنچه عاشورا را از یک رخداد تلخ به یک «پنجره ابدیِ معنا» بدل کرد، «هم‌افزاییِ جمعی» بود. کربلا یک روز بود، اما پشتوانه آن، اجماعی تاریخی از انسان‌هایی شد که هر کدام در جایگاه خود، با قلم، با شمشیر، با صبر یا با سخن، سنگ‌بنای بازسازیِ معنایی را نهادند. امروز نیز، اگر می‌خواهیم از پنجره پساجنگ برای توسعه و آب بهره‌ گیریم، راهی جز «گفتمان‌سازی ملی»، «مشارکت نخبگانی» و «پشتیبانی نهادی» نداریم. این است همان «رَحمِ آفرینش‌گرِ تاریخ» که از دلِ فروپاشی، امکانِ نادیده‌ای را می‌زاید؛ به شرط آنکه چشم بصیرت داشته باشیم و اراده‌ای چونان اراده آنان که در کربلا، از خون، پیام ساختند.

پساجنگ، پنجره‌ای است که عاشورا به ما آموخت چگونه آن را بگشاییم. با شجاعت انتخاب، با آگاهی به هنگام، با باور به اینکه این لحظه می‌تواند سرآغاز بزرگ‌ترین کامیابی‌های ملی باشد. و این، همان «تکلیف تاریخی» است که از دشت کربلا تا امروز، بر دوش ما سنگینی می‌کند؛ اینکه توسعه و آب را به جریانِ بازآفرینی بسپاریم، یا در خشکیِ تکرارِشان، از دست دهیم. پنجره باز است، اما زمان، به وسعت یک نفس، کوتاه است.

آنها که رفتند کاری حسینی کردند و آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند!

کد خبر: 112482
  تاریخ خبر : 1405/03/30
 معصومه خداوردیان
 20