سخنگوی صنعت آب مطرح کرد:

به گزارش خبرنگار شبکه خبری آب ایران، عیسی بزرگزاده، سخنگوی صنعت آب و معاون برنامهریزی و امور اقتصادی شرکت مدیریت منابع آب ایران، در نشست تخصصی «توسعه آب و انرژی در پساجنگ» که به میزبانی پژوهشگاه نیرو برگزار شد، با اشاره به تجربه کشورهای مختلف پس از جنگهای بزرگ، اظهار کرد: با وجود همه آسیبهای جسمی و روحی، خسارتهای اقتصادی و صدماتی که جنگ به کشورها و انسانها وارد میکند، بررسی تجربه کشورها نشان میدهد پایان جنگ میتواند یک بزنگاه و پنجره فرصت برای تصمیمگیری، اصلاح و جهش باشد.
وی افزود: اگر جنگ جهانی دوم را مرور کنیم، میبینیم کشورهای برنده و بازنده جنگ، مسیرهای متفاوتی را پس از جنگ طی کردند. آلمان، ایتالیا، انگلستان، فرانسه، ژاپن، کره جنوبی و سایر کشورها هر کدام نسخه متفاوتی برای عبور از دوران پساجنگ داشتند. همین تجربهها نشان میدهد کشورها یا میتوانند از خاکستر جنگ برای بازسازی و جهش استفاده کنند یا در چرخه تکرار تباهی گرفتار شوند.
تجربه کشورهای مختلف؛ نسخه واحدی برای پساجنگ وجود ندارد
بزرگزاده با اشاره به مجموعه مطالعات انجامشده درباره تجربه کشورهای مختلف در دوره پساجنگ گفت: تاکنون در قالب مجموعه مطالبی، تجربه حدود ۱۱ کشور را بررسی و منتشر کردهایم و در این مطالعات نشان دادهایم که نسخه آلمان با نسخه انگلستان متفاوت است و مسیر ایتالیا، ژاپن، کره، کویت و سایر کشورها نیز تفاوتهای جدی با یکدیگر دارد.
وی ادامه داد: این مطالب در فضای مجازی و سایت در دسترس قرار گرفته و علاقهمندان میتوانند آنها را مطالعه کنند؛ زیرا مرور تجربه این کشورها، در کنار یکدیگر، آموختنیهای بسیار زیادی دارد.
معاون برنامهریزی و امور اقتصادی شرکت مدیریت منابع آب ایران با تأکید بر اینکه نباید برای ایران نسخهای تقلیدی از سایر کشورها تجویز کرد، گفت: ما معتقدیم باید نسخه ایرانی نجات و توسعه ایران را پیدا کنیم، اما نسخه ایرانی نمیتواند بدون نگاه به تجربه کشورهای دیگر شکل بگیرد. نمیتوان در اتاق را بست و بدون اینکه بدانیم دیگر کشورها چه کردهاند، برای آینده تصمیم گرفت.
وی اضافه کرد: ممکن است یک کشور پس از جنگ، مانند آلمان، مسیر متفاوتی را طی کند و کشوری مانند انگلستان مسیر دیگری را برگزیند؛ اما مطالعه این مسیرها به ما کمک میکند بفهمیم چه عواملی موجب موفقیت یا شکست کشورها در دوره پساجنگ شده است.
پشتوانه نظری ایده «پساجنگ و توسعه»
بزرگزاده با اشاره به پشتوانه نظری مباحث مطرحشده درباره جنگ و پساجنگ اظهار کرد: بخش نظری این مباحث، متعلق به ما نیست و توسط متفکران بزرگ حوزه اقتصاد، توسعه، تاریخ و جامعهشناسی مطرح شده است؛ بسیاری از این اندیشمندان از برندگان جایزه نوبل اقتصاد یا صاحب کرسیهای معتبر دانشگاهی بودهاند.
وی از ابنخلدون به عنوان یکی از متفکرانی نام برد که قرنها پیش به این مسائل پرداخته است و گفت: ابنخلدون از جمله نخستین کسانی است که درباره «عصبیت» و چگونگی شکلگیری همبستگی اجتماعی و ملی بحث کرده است. عصبیت در معنایی که ابنخلدون به کار میبرد، به معنای تعصب منفی یا بداخلاقی نیست، بلکه ناظر به پیوند و همبستگیای است که مردم را برای ملت و کشور شدن به یکدیگر نزدیک میکند.
وی افزود: در ادبیات توسعه، مفاهیمی مانند «جنگ مولد» یا جنگهایی که پس از خود فرصت آفرینش و بازسازی ایجاد میکنند، سابقه نظری دارند و ما صرفاً این نظریهها و دیدگاهها را شناسایی کرده و برای استفاده جامعه فارسیزبان در اختیار مخاطبان قرار دادهایم.
به گفته بزرگزاده، یکی از موضوعات مهم در این مطالعات، «جایگزینی نخبگان» پس از جنگ است؛ بهگونهای که در برخی کشورهای بازنده جنگ، بخش قابلتوجهی از نخبگان نظام پیشین جای خود را به گروههای جدید دادند و در برخی کشورهای دیگر، همافزایی میان نیروها و نخبگان موجود شکل گرفت.
وی گفت: در آلمان حدود ۹۹ درصد نخبگان نازی جایگزین شدند و در ایتالیا نیز بخش بسیار زیادی از نیروهای فاشیست کنار رفتند. در ژاپن نیز ساختارهایی که در شکلگیری سیاستهای توسعهطلبانه و جنگافروزانه نقش داشتند، پس از جنگ جهانی دوم مهار شدند.
مسئله اصلی ایران، اقتصاد سیاسی است
سخنگوی صنعت آب با بیان اینکه هدف از طرح این مباحث، رسیدن به یک مسئله مشخص درباره ایران است، اظهار کرد: من معتقدم اصلیترین مشکل ایران، «اقتصاد سیاسی» است.
وی ادامه داد: اگر از نابسامانیها، زدوبندها، رفتارهای نادرست، رشوه، شکلگیری شبکههای غیررسمی، شبکه نفوذ، جنگلخواری، دریاخواری، زمینخواری، معدنخواری یا هر نوع سوءاستفاده از منابع کشور صحبت کنیم، در نهایت به مسئله اقتصاد سیاسی میرسیم.
بزرگزاده اقتصاد سیاسی را محل تلاقی سیاست با منابع محیطزیستی و منافع مالی دانست و گفت: منابع محیطزیستی ایران شامل آب، جنگل، دریا، معدن، هوا و نفت است و زمانی که سیاست با این منابع و از سوی دیگر با منافع مالی تلاقی پیدا میکند، اقتصاد سیاسی شکل میگیرد.
وی تأکید کرد: اگر بخواهیم برای ایران یک تعریف کوتاه از اقتصاد سیاسی ارائه دهیم، میتوان گفت اقتصاد سیاسی یعنی محل تلاقی سیاست با منابع محیطزیستی و منابع و منافع مالی.
به گفته وی، راه اصلاح این وضعیت، صرفاً توصیه اخلاقی نیست، بلکه باید به سمت «ساماندهی نظامهای تصمیمسازی و تصمیمگیری» و انجام اصلاحات نهادی حرکت کرد.
توسعه ایران با «ابر قهرمان» اتفاق نمیافتد
معاون برنامهریزی و امور اقتصادی شرکت مدیریت منابع آب ایران با اشاره به ضرورت نهادسازی گفت: بحث فرهنگ و اخلاق بسیار مهم است، اما بدون نهادسازی نمیتوان این اصلاحات را پیش برد.
وی با اشاره به داستانهای شاهنامه و شخصیت رستم اظهار کرد: رستم، یکی از بزرگترین قهرمانان شاهنامه است؛ اما حتی رستم هم نتوانست بسیاری از تراژدیهای زندگی خود را حل کند. داستان رستم و سهراب، داستانی است که میتوان از آن برای توسعه ایران در قرن بیستویکم درس گرفت.
بزرگزاده تصریح کرد: خوانش توسعه امروز ایران این است که داستان توسعه ایران با «ابر قهرمان» انجام نمیشود. قهرمان و حتی ابرقهرمان به تنهایی نمیتواند ایران را نجات دهد؛ چیزی که میتواند ایران را نجات دهد، «نهادسازی» است.
وی گفت: قهرمان امروز ایران کسی نیست که صرفاً خودش آدم خوبی باشد؛ قهرمان امروز کسی است که بتواند یک نهاد درست ایجاد کند و سازوکاری بسازد که حتی بعد از او نیز درست کار کند.
رستم و سهراب؛ روایتی از فقدان گفتوگوی میاننسلی
بزرگزاده با اشاره به داستان رستم و سهراب، این روایت را نمونهای از فقدان گفتوگوی میاننسلی دانست و گفت: در این داستان، سهراب بارها از رستم میخواهد خود را معرفی کند، اما رستم هویت خود را آشکار نمیکند. سهراب میپرسد تو کیستی و بارها از او میخواهد نامش را بگوید، اما گفتوگوی واقعی شکل نمیگیرد.
وی افزود: شاید یکی از خوانشهای امروزی این داستان این باشد که نسل قدیم و نسل جدید یکدیگر را به رسمیت نمیشناسند و با هم گفتوگو نمیکنند. پیام مهم این است که ما گفتوگوی میاننسلی را از دست دادهایم.
سخنگوی صنعت آب ادامه داد: با جوانان گفتوگو نمیکنیم، آنها را درک نمیکنیم و نیازهایشان را نمیفهمیم؛ در حالی که این وضعیت با توسعه و پایداری سرزمین سازگار نیست.
وی تأکید کرد: همه کسانی که ایران را دوست دارند باید با نسل جدید گفتوگو کنند. نمیتوان میان نسلها فاصله ایجاد کرد و انتظار داشت مسیر توسعه و پایداری کشور به درستی طی شود.
بزرگزاده با اشاره به بخش دیگری از داستان رستم و سهراب گفت: در این داستان، زمانی که سهراب رستم را شکست میدهد، رستم برای نجات خود از موضوع دین و آیین سخن میگوید و سهراب را فریب میدهد. فردوسی در ادامه، این رفتار را بهگونهای روایت میکند که میتوان از آن درباره نحوه مواجهه نسل قدیم با نسل جدید درس گرفت.
وی اضافه کرد: وقتی باید نسل جدید را درک میکردیم، این کار را نکردیم. این داستانها ظرفیت آن را دارند که ساعتها دربارهشان بحث کنیم و از آنها برای امروز ایران درس بگیریم.
منابع انسانی و انرژی باید در راستای راهبرد توسعه قرار گیرند
بزرگزاده در ادامه سخنان خود با تغییر محور بحث به آب و انرژی گفت: یکی از مسائل مهم این است که منابعی که هزینه میکنیم، باید در راستای صحیح راهبردهای کشور قرار بگیرند.
وی با استفاده از یک مثال فیزیکی توضیح داد: در فیزیک، اثر یک نیرو زمانی بیشترین مقدار را دارد که در راستای صحیح قرار گرفته باشد و هرچه زاویه نیرو با مسیر هدف بیشتر شود، بخشی از انرژی تلف میشود. در توسعه نیز همین اتفاق رخ میدهد؛ اگر منابع انسانی و مالی کشور را در مسیری قرار دهیم که با راهبرد صحیح توسعه همراستا نباشد، بخشی از انرژی کشور هدر میرود.
وی ادامه داد: ممکن است برای یک فرد، یک سازمان یا یک فعالیت، منابع بسیار زیادی هزینه کنیم و نیروی انسانی زیادی به کار بگیریم، اما اگر راستای این اقدامات درست نباشد، نهتنها نتیجهای برای توسعه کشور ایجاد نمیکند، بلکه میتواند به کشور آسیب هم وارد کند.
سخنگوی صنعت آب تأکید کرد: مسئله فقط اضافه کردن نیرو، منابع و قدرت اجرایی نیست؛ مسئله این است که این منابع در چه راستایی به کار گرفته شوند.
الگوی توسعه باید با واقعیت اقتصادی ایران منطبق باشد
بزرگزاده با اشاره به ساختار اقتصادی کشورهای مختلف گفت: در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، کشاورزی دیگر وظیفه اصلی ایجاد اشتغال و ارزش افزوده را بر عهده ندارد و این وظیفه بیشتر به بخشهای صنعت و خدمات منتقل شده است.
وی با اشاره به سهم بالای بخش خدمات در اقتصاد کشورهای توسعهیافته افزود: در کشورهای با درآمد بالا، سهم کشاورزی از ارزش افزوده اقتصادی حدود ۷ درصد است، در حالی که سهم خدمات بسیار بالاتر است و به حدود ۵۴ تا ۵۹ درصد میرسد.
وی خاطرنشان کرد: این به معنای بیاهمیت بودن کشاورزی نیست. ما به امنیت غذایی اعتقاد داریم و بارها درباره سند دانشبنیان امنیت غذایی صحبت کردهایم، اما حمایت از کشاورزی باید در چارچوب امنیت غذایی و توسعه اقتصادی صورت گیرد.
بزرگزاده تأکید کرد: نباید تصور کنیم با کشاورزی معیشتی میتوان به امنیت غذایی پایدار رسید. با کشاورزی معیشتی، هرگز به امنیت غذایی موردنظر دست پیدا نمیکنیم.
وی گفت: باید وظیفه ایجاد شغل و ارزش افزوده را تا حد امکان به بخشهای دیگر اقتصاد منتقل کنیم و کشاورزی را نیز در جایگاه مناسب خود در الگوی توسعه قرار دهیم.
تصمیمهای بخشی بدون توجه به شاخصهای اقتصاد کلان
معاون برنامهریزی و امور اقتصادی شرکت مدیریت منابع آب ایران یکی دیگر از مشکلات را بیتوجهی به ارتباط تصمیمهای بخشی با شاخصهای اقتصاد کلان دانست و گفت: ما کمتر از خودمان پرسیدهایم یک پروژه یا تصمیم مشخص، چه اثری بر شاخصهای کلان اقتصادی کشور خواهد داشت.
وی افزود: در دستگاههای مختلف، از وزارت نیرو و سازمان برنامه و بودجه گرفته تا دولت، مجلس و مراکز دانشگاهی، باید ارتباط میان پروژههای بخشی و شاخصهای اقتصاد کلان مورد توجه قرار گیرد.
بزرگزاده با اشاره به ضرورت توجه به نرخ رشد بخشهای مختلف اقتصاد اظهار کرد: ما باید بدانیم نرخ رشد صنعت، خدمات و کشاورزی در استانها و کشور چقدر باید باشد و سپس سیاستها و پروژهها را با این نرخهای رشد هماهنگ کنیم.
وی هشدار داد: اگر در چنین شرایطی، یک نماینده مجلس یا یک فرد ذینفوذ سیاسی بتواند پروژهای را صرفاً براساس منافع بخشی یا سیاسی تعریف کند، توسعه پایدار از دست میرود.
آب نباید به گلوگاه توسعه کشور تبدیل شود
بزرگزاده با اشاره به مطالعات انجامشده درباره آینده آب و توسعه کشور گفت: ما اکنون حدود ۲۲ میلیون نفر را با منابع آبی موجود پشتیبانی میکنیم و باید آب را به گونهای مدیریت کنیم که در آینده بتواند از جمعیت و فعالیت اقتصادی بیشتری پشتیبانی کند، بدون اینکه آب به گلوگاه توسعه تبدیل شود.
وی تأکید کرد: نباید به کسی که درباره محدودیت منابع آب هشدار میدهد، برچسب مخالف امنیت غذایی یا مخالف جمعیت و توسعه کشور زده شود.
سخنگوی صنعت آب گفت: ما باید بتوانیم براساس نقشه توسعه کشور مشخص کنیم در بخش صنعت، خدمات و کشاورزی چه اتفاقی باید بیفتد و سپس نیاز آبی و انرژی آن را محاسبه کنیم.
شدت انرژی؛ یکی از چالشهای جدی اقتصاد ایران
بزرگزاده در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت انرژی کشور پرداخت و گفت: وقتی به ترازنامه انرژی نگاه میکنیم، وابستگی بسیار بالای کشور به گاز طبیعی و شدت انرژی، یکی از مسائل مهم اقتصاد ایران است.
وی با اشاره به شاخص شدت انرژی توضیح داد: شدت انرژی نشان میدهد برای تولید یک واحد مشخص از ارزش اقتصادی، چه میزان انرژی مصرف میشود و این شاخص در کشورهای مختلف تفاوت زیادی دارد.
وی ادامه داد: ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان انرژی است، اما در عین حال با شدت بالای مصرف انرژی مواجه است و این وضعیت نشان میدهد منابع انرژی کشور به اندازه کافی در مسیر تولید ارزش افزوده قرار نگرفتهاند.
یارانه انرژی؛ بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار
بزرگزاده با اشاره به ابعاد یارانه انرژی در کشور اظهار کرد: براساس برآوردهای مطرحشده، میزان یارانه آشکار و پنهان انرژی در کشور حدود ۱۰۴ میلیارد دلار در سال است.
وی افزود: بودجه سالانه کشور را در نظر بگیرید؛ یارانه انرژی در مقیاسی قرار دارد که میتوان گفت تقریباً دو برابر بودجه سالانه کشور است.
سخنگوی صنعت آب با بیان اینکه درباره میزان بهرهمندی دهکهای مختلف از یارانه انرژی بحثهای زیادی وجود دارد، گفت: به طور کلی پذیرفته شده است که دهکهای پایین، سهم بسیار کمتری از این یارانه دریافت میکنند و بنابراین باید درباره شیوه تخصیص این منابع بازنگری شود.
یارانه آب نیز باید به قرارداد و تعهد تبدیل شود
بزرگزاده در ادامه به موضوع آب و ارزش اقتصادی آن پرداخت و گفت: اگر میزان مصرف آب کشور را براساس ارزشهای مختلف اقتصادی محاسبه کنیم، ارزش منابع آبی مورد استفاده کشور رقم بسیار بزرگی خواهد بود.
وی افزود: برای نمونه، اگر ارزش هر مترمکعب آب را یک دلار فرض کنیم، ارزش آب مصرفی کشور به دهها میلیارد دلار میرسد و حتی با فرض ارزش نیمدلاری نیز با رقم بسیار بزرگی مواجه هستیم.
وی با اشاره به یارانه قابلتوجه بخش آب گفت: مسئله این نیست که چرا به بخش کشاورزی یا سایر بخشها یارانه داده میشود؛ اگر قانونگذار تصمیم گرفته است یارانهای پرداخت شود، از نظر قانونی این تصمیم قابل اجراست. مسئله این است که وقتی یارانه بزرگی پرداخت میشود، باید در مقابل آن تعهد و پایش نیز وجود داشته باشد.
بزرگزاده تأکید کرد: اگر قرار است یارانه داده شود، چرا آن را به یک قرارداد ساده تبدیل نکنیم؟ یعنی مشخص شود این یارانه در ازای چه تعهدی پرداخت میشود، چه چیزی باید تحویل گرفته شود و چگونه باید عملکرد دریافتکننده یارانه پایش شود.
وی خاطرنشان کرد: بحث اصلی، اصلاح سازوکار تصمیمگیری و تخصیص منابع است؛ زیرا بدون اصلاح این سازوکارها، صرفاً افزایش منابع یا افزایش هزینهکرد نمیتواند کشور را در مسیر توسعه قرار دهد.
پساجنگ؛ فرصت تصمیمهای بزرگ برای ایران
بزرگزاده در جمعبندی سخنان خود با تأکید بر اینکه ایران در دوره پساجنگ نیازمند تصمیمهای راهبردی است، گفت: تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد جنگها با همه ویرانیها و خسارتهایشان، در پایان یک پنجره فرصت ایجاد میکنند؛ پنجرهای که اگر درست از آن استفاده نشود، کشور میتواند دوباره وارد چرخه مشکلات و تباهی شود.
وی افزود: ایران برای عبور از این مرحله نیازمند تصمیمهای دانشبنیان، اصلاحات نهادی، ساماندهی اقتصاد سیاسی، توجه به منابع آب و انرژی، اصلاح سازوکار یارانهها، گفتوگوی میاننسلی و قرار دادن منابع کشور در راستای راهبردهای صحیح توسعه است.
سخنگوی صنعت آب تأکید کرد: ایران را نمیتوان با ابرقهرمانها ساخت؛ ایران را باید با نهادهای درست، تصمیمهای درست، دانش، گفتوگو و وفاداری به منافع ملی ساخت.
وی گفت: اگر ایران را دوست داریم، باید از رادیکالیزه شدن فاصله بگیریم، منصفانه و علمی حرف بزنیم و به جای اینکه برای نجات کشور به بیرون چشم بدوزیم، بر دانش، اندیشه، دلسوزی، وفاداری و ظرفیتهای خود ایرانیان تکیه کنیم.
بزرگزاده در پایان خاطرنشان کرد: آینده ایران به تصمیمهایی بستگی دارد که امروز درباره آب، انرژی، اقتصاد، محیط زیست، نهادها و نحوه اداره کشور میگیریم و دوره پساجنگ میتواند فرصتی برای آغاز این اصلاحات باشد.