یادداشت | فرهاد پاکنیا

به گزارش شبکه خبری آب ایران، فرهاد پاکنیا دبیر کارگروه تسهیلگری و جذب سرمایههای عمومی و خصوصی شرکت آب منطقهای آذربایجان شرقی در یادداشتی نوشت: آسیبهای اقتصادی مثل تورم، تحریم و مشکلات شغلی، مستقیماً روی زندگی ما تأثیر میگذارند. در این شرایط هست که با همفکری و اشتراکگذاری راهکارها، میتوانیم راههای مقابله و مقاومت اقتصادی را پیدا کنیم، و از تاب آوری لازم برخوردار بشویم. در حقیقت تابآوری اجتماعی کلید بقاست. وقتی کنار هم هستیم، وقتی تجربیاتمون رو میگیم، انسجام و قدرت جامعهمون بیشتر میشه.
در نهایت محصول نگرش درست به اقدام به مشارکت مردمی جنبه های حساسسازی، کاراسازی، اعتمادسازی و انسجامبخشی اجتماعی در قالب مشارکت همه جانبه مردمی تحقق میپذیرد.
در شرایط منازعات ترکیبی و جنگهای امروزی، هدف اصلی دشمنان تضعیف پیوند میان مردم و حاکمیت است. در چنین فضایی، انسجام ملی نه از طریق قدرت نظامی صرف، بلکه از راه بازسازی ارتباطات اجتماعی و افزایش تابآوری درونی جامعه تحقق مییابد. نخبگان، سازمانهای مذهبی و شبکههای مردمی حلقههای واسط این ارتباط هستند؛ حلقههایی که با همافزایی و هماهنگی میتوانند اراده جمعی را از سطح محلات تا سطح ملی پیوند دهند.
۱. نقش نخبگان و حلقههای میانی بین مردم و حاکمیت
نخبگان اجتماعی، فرهنگی، دانشگاهی و مذهبی اصلیترین واسطههای فهم و ارتباط دوسویه میان مردم و حکومتاند. آنان میتوانند مطالبات جامعه را به زبان کارشناسی و سیاستی ترجمه کنند و در مقابل، تصمیمات نظام را برای مردم قابلفهم و قابلقبول سازند.
برای تقویت این نقش، پیشنهاد میشود:
- تهیه بانک اطلاعاتی نخبگان و معتمدین محلی از سوی سازمانهای ذیربط، همراه با آموزشهای ارتباط اجتماعی، مدیریت بحران و شناخت افکار عمومی.
- تشکیل شبکههای مشورتی محلی که بتوانند در مواقع بحران، نقش حلقه ارتباطی بین مردم، نهادهای تصمیمگیر و سازمانهای اجرایی را ایفا کنند.
چنین شبکهای، زمینهساز اعتماد و کاهش شکاف اطلاعاتی و روانی میان جامعه و دولت خواهد شد.
۲. نقش سازمانهای مذهبی و دولتی در انسجام اجتماعی
نهادهایی مانند سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان بسیج، دفتر نمایندگی ولی فقیه، و دفاتر امام جمعهها ظرفیتهای بالقوهای برای حفظ پیوند میان مردم و نظام سیاسی هستند. این ساختارها در دوران بحران باید از نقش صرفاً فرهنگی به نقش هماهنگکننده و شبکهساز اجتماعی ارتقا یابند.
دفاتر امام جمعهها و دفاتر نمایندگان مجلس تشکل های مردمی و تعاونی ها ، باید محور ارتباطی بین مردم، دولت و جریانهای نخبگانی باشند؛ به عبارتی، نقش «حلقه تسبیح» ارتباطی را ایفا کنند که مطالبات، نیازها و پیامهای اجتماعی را در دو مسیر افقی (میان مردم و به ویژه نخبگان) و عمودی (با مراکز تصمیمگیر) هدایت مینمایند.این مهم حلقه گمشده مدیریت مشارکتی آب در شرایط کنونی میتواند بحساب آید
۳. افزایش تابآوری جامعه
تابآوری ملی از پایداری ذهن و رفتار آحاد جامعه آغاز میشود. هر فرد باید بتواند در میان بحرانها، احساس مسئولیت و امید خود را حفظ کند. راهکارهای کلیدی برای ارتقای تابآوری عبارتند از:
۱. ارتقای سواد رسانهای و آگاهی عمومی برای مقابله با جنگ روانی و شایعهپراکنی.
۲. تقویت همیاری محلهمحور از طریق شوراهای مردمی، مساجد و پایگاههای اجتماعی.
۳. اعتمادسازی عملی با مشارکت دادن مردم و ذینفعان در تصمیمات محلی و شفافسازی تکالیف وعملکرد دستگاهها ذیمدخل.
جامعهای که از نظر روانی، فرهنگی و اقتصادی مقاوم باشد، هر تهدیدی را به فرصتی برای انسجام بیشتر تبدیل میکند.
۴. صرفهجویی؛ رکن اصلی تابآوری اقتصادی
یکی از پایههای استقامت اجتماعی در دوران بحران، مدیریت مصرف و پرهیز از تجملات و اسراف است. در این میان، اسراف انرژی و سوخت باید خط قرمز فرهنگ عمومی تلقی شود.
در جنگ و فشار اقتصادی، هر واحد انرژی که صرفهجویی شود، به منزلهی افزایش طول عمر منابع ملی است. سیاستگذاری فرهنگی در این حوزه باید شامل:
- ترویج فرهنگ مصرف مسئولانه از طریق رسانهها و خطبای مذهبی؛
- تشویق الگوهای سادهزیستی در سبک زندگی عمومی؛
- و پیوند دادن صرفهجویی با مفهوم «مقاومت و ایمان اجتماعی» باشد.
صرفهجویی دیگر یک فضیلت فردی نیست، بلکه نماد هوشمندی جمعی در پدافند اقتصادی و انرژی است.
۵. توصیههای سیاستی
۱. تشکیل بانک نخبگان و حلقههای میانی ارتباطی با نظارت وزارت کشور و سازمان تبلیغات برای نقشآفرینی در مدیریت بحران.
۲. بهرهگیری از ظرفیت نهادهای مذهبی و شوراهای محلی در هماهنگی اطلاعات و انتقال مطالبات مردمی.
۳. ایجاد شورای هماهنگی تابآوری اجتماعی با محوریت مساجد، سازمانهای مردمی و دفاتر امام جمعهها.
۴. فرهنگسازی شدید برای پرهیز از تجمل و اسراف خصوصاً در حوزه سوخت و انرژی با آموزشهای مداوم.
۵. حمایت رسانهای از نخبگان میدانی به عنوان الگوهای اعتماد و امیدآفرینی در جامعه.
■ نتیجهگیری
تابآوری ملی بر پایهی احیای حلقههای میانی جامعه و تقویت ارتباط مردم با نهادهای تصمیمگیر شکل میگیرد. نخبگان، سازمانهای مذهبی و دفاتر نمایندگان برخلاف تصور سنتی، فقط مراکز فرهنگی نیستند؛ بلکه ستونهای اعتماد عمومی و هماهنگی ملیاند.
اگر این حلقهها با مدیریت هوشمندانه و هماهنگی هدفمند فعال شوند، و در کنار آن فرهنگ صرفهجویی و دوری از تجملات در جامعه نهادینه گردد، شبکهای از پیوند، ایمان و مقاومت تشکیل میشود که میتواند در برابر هر نوع منازعه، ستون پایداری کشور باشد.