به گزارش شبکه خبری آب ایران به نقل از روابط عمومی شرکت آب منطقهای گلستان، با وقوع بارندگیهای شدید و بروز سیلاب در نقاط مختلف، موضوع لایروبی رودخانهها معمولاً به یکی از مهمترین محورهای بحثهای عمومی تبدیل میشود. اگرچه لایروبی در نقاطی که رسوبگذاری، انباشت مصالح یا موانع موجود موجب کاهش ظرفیت عبور جریان شدهاند، اقدامی ضروری و مؤثر به شمار میرود، اما تقلیل مدیریت سیلاب به لایروبی رودخانهها، نادیده گرفتن بخش مهمی از واقعیتهای فنی و هیدرولوژیکی این پدیده است.
بارشهای شدید کوتاهمدت؛ فراتر رفتن جریان آب از ظرفیت رودخانهها
یکی از عوامل مهم در بروز سیلاب، بارش شدید در بازه زمانی کوتاه است. در چنین شرایطی، حجم زیادی از آب در مدت محدودی وارد حوضه آبریز میشود و ممکن است فرصت کافی برای نفوذ آب در خاک یا انتقال تدریجی آن به شبکه رودخانهای وجود نداشته باشد. در نتیجه، رواناب سطحی افزایش مییابد و جریان ورودی به رودخانهها میتواند از ظرفیت طبیعی یا مهندسیشده آنها فراتر رود.
میزان و شدت بارندگی، مدت تداوم آن، وضعیت رطوبت خاک، شیب زمین، ویژگیهای زمینشناسی و وسعت حوضه آبریز، همگی در میزان و زمان وقوع سیلاب مؤثر هستند. از این رو، حتی رودخانهای که در بخشهایی از آن عملیات لایروبی به انجام رسیده است، در صورت مواجهه با جریان ورودی بسیار زیاد، همچنان میتواند در معرض طغیان قرار گیرد.
مدیریت حوزههای آبخیز؛ نقطه آغاز مدیریت سیلاب
برای کاهش خطر سیلاب، باید نگاه مدیریتی را از بستر رودخانه به کل حوضه آبریز گسترش داد. بخش مهمی از فرایند شکلگیری سیلاب در بالادست و در محدوده حوزههای آبخیز رخ میدهد؛ جایی که نوع پوشش گیاهی، وضعیت مراتع و جنگلها، تغییر کاربری اراضی، فرسایش خاک و نحوه بهرهبرداری از زمین بر میزان تولید رواناب و انتقال رسوبات تأثیر مستقیم میگذارند.
اجرای اقدامات آبخیزداری متناسب با شرایط هر منطقه، حفاظت از پوشش گیاهی، کنترل فرسایش و رسوب، مدیریت رواناب و صیانت از عرصههای طبیعی میتواند به کاهش سرعت و حجم رواناب و تعدیل آثار سیلاب کمک شایانی کند. به همین دلیل، هماهنگی میان دستگاههای مسئول در حوزه آبخیز، منابع طبیعی، مدیریت بحران، راه و شهرسازی و مدیریت شهری برای دستیابی به نتایج مؤثر، امری ضروری است. البته هیچیک از این اقدامات بهتنهایی تضمینکننده جلوگیری کامل از سیلاب نیست و هدف بنیادین، کاهش خطر و خسارت از طریق مجموعهای از راهکارهای مکمل تعریف میشود.
استانداردسازی پلها و پرهیز از مداخلات غیراصولی در بستر رودخانهها
یکی دیگر از عوامل اثرگذار بر عملکرد رودخانهها هنگام وقوع سیلاب، وضعیت پلها، آبراهها و سایر سازههایی است که مسیر عبور جریان را قطع میکنند. اگر دهانه پل متناسب با شرایط هیدرولوژیکی و دبیهای طراحی نباشد، یا پایهها و اجزای سازه موجب تجمع شاخهها، نخالهها و رسوبات شوند، جریان آب با محدودیت جدی مواجه خواهد شد. این وضعیت میتواند موجب بالا آمدن سطح آب در بالادست، افزایش خطر سرریز و تشدید خسارت به اراضی و تأسیسات مجاور شود.
از این رو، طراحی و اجرای پلها و آبروها بر اساس مطالعات هیدرولوژیکی و هیدرولیکی، بررسی ظرفیت عبور جریان، نگهداری مستمر و رفع موانع موجود در مسیر آب، از الزامات مدیریت اصولی سیلاب به حساب میآید. علاوه بر این، توسعه شهری و ساختوساز در حریم و بستر رودخانهها مسیر طبیعی جریان را محدود کرده و آسیبپذیری مناطق همجوار را دوچندان میکند.
لایروبی رودخانهها زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که بر پایه مطالعات فنی، شناسایی دقیق گلوگاههای هیدرولیکی و بررسی وضعیت رسوبات انجام شود. این عملیات در نقاطی که انباشت مصالح یا موانع فیزیکی ظرفیت انتقال آب را کاهش دادهاند، شرایط عبور جریان را بهبود میبخشد، اما در همه نقاط رودخانه ضرورت یکسانی ندارد و هرگز نمیتواند جایگزین مدیریت حوزه آبخیز، ساماندهی اصولی مسیر جریان، اصلاح سازههای غیراستاندارد یا رعایت دقیق حریم قانونی رودخانهها باشد. اجرای غیراصولی عملیات در بستر رودخانه نیز پیامدهای نامطلوبی برای پایداری بستر، کنارهها و محیطزیست در پی خواهد داشت؛ بنابراین تعیین محل، عمق و محدوده عملیات باید همواره مبتنی بر بررسیهای دقیق کارشناسی صورت پذیرد.