سخنگوی صنعت آب، معاون برنامهریزی و اقتصادی شرکت مدیریت منابع آب ایران:

به گزارش خبرنگار شبکه خبری آب ایران، عیسی بزرگزاده، سخنگوی صنعت آب و کارشناس توسعه، در نشست تخصصی «پساجنگ و توسعه» هدف برگزاری آن را نه رسیدن به نتیجهای فوری، بلکه شکلگیری یک جریان فکری ملی برای بازاندیشی در آینده کشور دانست.
وی با اشاره به نظریات اندیشمندانی چون پیتر تورچین، فوکویاما و ابنخلدون، دوران پس از جنگ را پنجرهای محدود و طلایی برای ایجاد همبستگی اجتماعی و آغاز بازسازی و توسعه ـ آنچه «ققنوس ملی» خوانده میشود ـ توصیف کرد و تأکید کرد انگیزه این مباحث انتقادی، نگرانی برای ایران و اصلاح مسیر آینده آن است.
بزرگزاده در ادامه بر این نکته تأکید کرد که تجربه کشورهای مختلف پس از جنگ یکسان نبوده و نمیتوان نسخه واحدی از جمله الگوهای غربی یا دستورالعملهای نئولیبرالی را وارد ایران کرد؛ بلکه باید تجربههای جهانی شناخته و مقایسه شود تا درسهایی متناسب با شرایط تاریخی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران گرفته شود.
از نظر وی، پیشنیاز هر تصمیم و اقدامی در این مسیر، ایجاد حداقلی از شناخت و فهم مشترک درباره مسئله است.
فرصت همگرایی ملی نباید از دست برود
بزرگزاده با اشاره به تجربه «جنگ ۱۲ روزه» و دورههای تنش پس از آن، تأکید کرد که در آن مقطع فرصتی طلایی برای ایجاد یک جهش ملی و بهرهگیری از همگرایی و اجماع عمومی شکل گرفت؛ اما متأسفانه به دلیل عدم مدیریت صحیح، بخشی از این سرمایه اجتماعی در ماههای پس از آن هدر رفت.
وی با اشاره به تهدیدات خارجی علیه موجودیت و تمدن ایران، این پرسش اساسی را مطرح کرد که اگر در دورههای بحرانی از انرژی ملی برای قدرتمندسازی کشور استفاده نکنیم، چه کسی قرار است آینده ایران را بسازد؟
این کارشناس توسعه، تأکید کرد: راه نجات ایران نه در انتظار برای وقوع ویرانیهای بیرونی، بلکه در اصلاح ساختارهای سیاسی و اقتصادی از درون و به دست ایرانیان نهفته است.
بزرگزاده بیان داشت: باید از فرصتهای ناشی از همگرایی ملی در شرایط بحران برای حل مسائل مزمن کشور استفاده کرد، چرا که غفلت از این فرصتها، آینده نسلهای بعدی را با مخاطره جدی روبهرو میکند.
از مطالعه اندیشهها تا ایجاد ادبیات مشترک
بزرگزاده با اشاره به فعالیتهای فکری انجامشده در این زمینه اظهار کرد: در این مسیر، دیدگاههای حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر از اندیشمندان و صاحبنظران مهم بررسی و جمعبندی شده و چندین خلاصه از این مباحث منتشر شده است.
وی افزود: تلاش شده است ایدههای اصلی برخی کتابها و اندیشهها در متنهایی حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ کلمه جمعبندی شود، زیرا در فضای شبکههای اجتماعی، فرصت مخاطب محدود است. برای تهیه همین خلاصههای کوتاه، ساعتها زمان صرف شده تا بتوان ایده اصلی را در چهار یا پنج دقیقه به مخاطب منتقل کرد و همکاران حوزه تولید محتوا نیز در این مسیر کمک کردهاند.
سخنگوی صنعت آب تصریح کرد: این مطالب قرار نیست یک نظریه نهایی یا دکترین قطعی باشند، بلکه مقدمه و زمینهای برای ایجاد بنیان نظری بحث پساجنگ و توسعه هستند.
تجربه آلمان؛ از فروپاشی تا جهش
بزرگزاده با بررسی تجربه آلمان پس از جنگ جهانی دوم، از وضعیت فروپاشی کامل این کشور سخن گفت؛ زمانی که آلمان با تخریب گسترده زیرساستهای صنعتی و ریلی، بیثباتی سیاسی، تورم شدید و از بین رفتن ارزش پول مواجه بود.
وی اشاره کرد: در آن دوران، اقتصاد با چنان بحرانی روبهرو بود که حتی سیگار به ابزار مبادله تبدیل شده بود و ساختار سیاسی و نخبگان نیز دچار دگرگونی و فروپاشی شده بودند.
سخنگوی صنعت آب، در تحلیل مسیر بازسازی آلمان، به دو گام کلیدی «اصلاح پولی» و «آزادسازی قیمتها» (شوکدرمانی اقتصادی) اشاره کرد که در کنار حمایتهای اجتماعی و کمکهای طرح مارشال، باعث جهش اقتصادی شد و خاطرنشان کرد: تجربه آلمان، ترکیبی از اصلاحات سریع، شکلگیری نخبگان جدید و حرکت اقتصادی پرشتاب بود و یادآور این نکته شد که در کشورهای شکستخورده، جنگ معمولاً با تغییر ساختاری در بدنه نخبگان همراه است.
تجربه ایتالیا؛ اصلاح ساختار مالکیت و مدیریت
بزرگزاده با اشاره به تجربه ایتالیا پس از دوران فاشیسم، به انجام اصلاحات ارضی در جنوب و ورود دولت به صنایع بزرگ اشاره کرد.
وی نکته کلیدی این تجربه را در این دانست که حتی با انتقال مالکیت برخی صنایع از بخش خصوصی به دولتی، مدیریت آنها لزوماً دولتی نماند و با رویکردی حرفهای و خصوصی پیش رفت.
سخنگوی صنعت آب، با مقایسه این الگو با ایران، خاطرنشان کرد: در ایتالیا تمرکز بر «مدیریت حرفهای» بود، در حالی که در روند خصوصیسازی ایران، با وجود انتقال مالکیت از دولت به بخش خصوصی، موضوع کیفیت مدیریت و نحوه اداره بنگاهها با چالشها و رویکردهای متفاوتی همراه بوده است.
انگلستان؛ برنامهریزی پیش از پایان جنگ
بزرگزاده در بررسی تجربه انگلستان، مهمترین درس این کشور را آغاز برنامهریزی برای دوره پساجنگ، پیش از پایان جنگ دانست؛ بهگونهای که انگلستان از سال ۱۹۴۲ و در اوج جنگ جهانی دوم، با گزارش ویلیام بوریج درباره نظام رفاه اجتماعی، آیندهنگری را کلید زد و حتی احزاب کارگر و محافظهکار نیز پیش از پایان جنگ بر اهداف اصلی نظام رفاهی به توافق مشترک رسیده بودند.
وی توضیح داد: انگلستان بهجای شوکدرمانی، مسیر تقویت رفاه و حمایتهای اجتماعی را برگزید؛ سیاستی که در کوتاهمدت و میانمدت به کاهش فقر و نابرابری و آرامش اجتماعی انجامید، هرچند رشد بلندمدت آن به پای آلمان و ژاپن نرسید و در نهایت با بحرانهای دهه ۱۹۷۰ و روی کار آمدن مارگارت تاچر در سال ۱۹۷۹، سیاستگذاری اقتصادی به سمت آزادسازی تغییر جهت داد. پیام محوری این تجربه آن است که برنامهریزی برای پس از بحران نباید به پایان بحران موکول شود.
تجربه ژاپن، کره و ویتنام؛ توسعه فقط محصول زیرساخت نیست
بزرگزاده در ادامه با اشاره به تجربه کشورهای ژاپن، کره و ویتنام اظهار کرد: تجربه پساجنگ در این کشورها نشان میدهد که توسعه صرفاً به این موضوع وابسته نیست که یک کشور پیش از جنگ چه میزان صنعت، زیرساخت یا امکانات داشته است؛ بلکه اراده، دلسوزی، دانش، استدلال عادلانه، میهندوستی و پرهیز از افراطگرایی نیز در بازسازی کشورها نقش تعیینکننده دارد.
وی افزود: کره پس از جنگ کره و ویتنام پس از تحمل خسارتهای سنگین توانستند مسیر بازسازی و توسعه را طی کنند. بنابراین باید در بررسی تجربه کشورهای موفق، علاوه بر منابع و زیرساختها، به ظرفیت انسانی، دانش، اراده ملی و نوع نگاه جامعه به آینده نیز توجه کرد.
لیبی؛ وقتی کشور از مسیر بازسازی وارد چرخه زوال میشود
سخنگوی صنعت آب با اشاره به لیبی بهعنوان یکی از نمونههای هشداردهنده گفت: همه تجربههای پساجنگ به موفقیت منتهی نمیشوند و برخی کشورها پس از بحران، وارد چرخهای از زوال میشوند.
وی با اشاره به دوره حکومت معمر قذافی اظهار کرد: قذافی از طریق کودتا به قدرت رسید و ساختار قدرت در این کشور بهگونهای شکل گرفت که بهدلیل نگرانی از شکلگیری یک ارتش ملی قدرتمند، وفاداریهای شخصی و شبکهای بر نهادهای ملی غلبه پیدا کرد.
بزرگزاده ادامه داد: وابستگی شدید اقتصاد لیبی به نفت، تمرکز منابع و توزیع منافع در یک ساختار محدود نیز از عواملی بود که این کشور را آسیبپذیر کرد.
وی در تشریح این وضعیت با استفاده از یک تصویر استعاری گفت: گویی بدن خشک و بیجان یک دیکتاتور بر زمین لیبی افتاده و از شکافهای ایجادشده در آن نفت و آتش بیرون میزند؛ اما همین ساختار در نهایت زمینه نابودی خودش را فراهم میکند.
سخنگوی صنعت آب با اشاره به نمونههایی مانند عراق، افغانستان و کویت نیز بر ضرورت مطالعه تجربه کشورهایی تأکید کرد که در دورههای پس از جنگ و بحران، با دشواریهای جدی در مسیر بازسازی و ثبات مواجه شدهاند.
ایران؛ انتخاب میان بازسازی و ماندن در خاکستر بحران
بزرگزاده تصریح کرد: ایران امروز با دو مسیر کلی مواجه است؛ یک مسیر این است که مانند کشورهای موفق، از دوره پساجنگ برای بازسازی، اصلاح و توسعه استفاده کند و مسیر دیگر این است که در خاکستر بحران باقی بماند و وارد چرخه زوال شود.
وی گفت: مسئولیت انتخاب این مسیر بر عهده کسانی است که توسعه، جامعه، محیطزیست، اقتصاد، میهندوستی، دین و ارزشهای کشور را میشناسند و میتوانند این مؤلفهها را در کنار یکدیگر ببینند.
وی افزود: ایران کشوری با یکی از تمدنهای بزرگ جهان است و باید بتواند از ظرفیت تاریخی و انسانی خود برای بازسازی و توسعه استفاده کند.
بزرگزاده با اشاره به ویدئویی از یک زن افغانستانی که درباره فاصله توسعه میان کابل و تهران سخن گفته بود، اظهار کرد: در آن ویدئو این تعبیر مطرح شده بود که مسیر کابل تا تهران ۵۰ سال و مسیر تهران تا کابل پنج سال است. این جمله، فارغ از اینکه اعداد آن تا چه اندازه دقیق باشد، میتواند یک هشدار جدی درباره امکان عقبگرد کشورها باشد.
وی تأکید کرد: راه نجات ایران این نیست که کشوری دیگر آن را ویران کند و از دل ویرانی، نجاتی برای ایران شکل بگیرد. ایران باید به دست ایرانیان و با اندیشه، دلسوزی، وفاداری، دانش و کار نجات پیدا کند.
از «نسخه نجات ایران» تا یک فرآیند جمعی
سخنگوی صنعت آب با اشاره به تجربه تهیه نقشه راه توسعه گفت: ما در مقطعی یک «نقشه راه» تهیه کردیم، اما این نقد به آن وارد شد که گروه کوچکی نشستهاند و برای آینده یک کشور تصمیم گرفتهاند. این نقد را وارد میدانم، زیرا از نظر روششناختی مشارکت به اندازه کافی گسترده نبود.
وی افزود: پس از آن، گفتوگوها و جلسات متعددی برگزار شد و با بیش از ۸۰ نفر درباره موضوعات مختلف صحبت و نقشه راه نیز بازنگری شد. هدف این نبود که من یا یک گروه محدود بگوییم «نسخه نجات ایران» چیست.
بزرگزاده با تأکید بر اینکه خود را صاحب نسخه نجات ایران نمیداند، گفت: من خودم را کاپیتان نمیدانم. اگر قرار است یک کار ملی انجام شود، باید ورزشگاه را در اختیار همه قرار دهیم تا افراد مختلف بتوانند در آن بازی کنند. هدف ما این نیست که بهترین شناگر باشیم؛ میخواهیم استخر را بسازیم تا افراد مختلف بتوانند در آن شنا کنند.
وی ادامه داد: اگر یک سال فرصت داشته باشیم تا صاحبنظران، دانشگاهیان و متخصصان مختلف تجربههای جهانی را بررسی کنند، با یکدیگر گفتوگو کنند و به جمعبندی برسند، بخش قابل توجهی از پیشنهادها میتواند به یکدیگر نزدیک شود و در نهایت یک «ایده برنده» شکل بگیرد؛ ایدهای که متعلق به یک فرد یا گروه خاص نباشد و بتواند به یک نقشه راه ملی تبدیل شود.
تشکیل دبیرخانه ملی پساجنگ و توسعه
بزرگزاده با اشاره به تشکیل «دبیرخانه ملی پساجنگ و توسعه» اظهار کرد: این دبیرخانه با مشارکت مجموعهای از نهادهای تخصصی، جامعه مشاوران، اتاق ایران، اتاق قم، اتاق کرمان، دانشگاهها، شرکتهای بزرگ، رسانهها و مجموعههای مختلف شکل گرفته است.
وی افزود: حضور دیدگاههای مختلف فکری و سیاسی در این فرایند، در صورتی که دغدغه ایران و آینده آن را داشته باشند، میتواند به جامعیت بحث کمک کند. برای رسیدن به یک تصویر کامل، باید ظرفیت تحمل دیدگاههای متفاوت را داشته باشیم.
سخنگوی صنعت آب ادامه داد: وزارت نیرو نیز از این حرکت حمایت کرده است. وزیر نیرو حمایت جدی خود را اعلام و معاون آب و آبفا نیز از این مسیر پشتیبانی کرده است. همچنین وزیر نیرو در نامهای به رئیسجمهور، درخواست حمایت و مساعدت برای فعالیت دبیرخانه را مطرح کرده است.
وی تأکید کرد: این دبیرخانه نه یک نهاد اجرایی است، نه نهاد نظارتی و نه متعلق به یک دستگاه خاص. ریاستجمهوری، وزارت نیرو، اتاق بازرگانی یا هر نهاد دیگری مالک آن نیست.
«مغز منفصل توسعه»؛ نه بازوی اجرایی و نه نهاد نظارتی
بزرگزاده درباره مفهوم «مغز منفصل توسعه» توضیح داد: منظور این است که دبیرخانه بتواند خارج از ساختار اجرایی، مسائل را ببیند، آنها را تحلیل کند، طراحی انجام دهد و به نظام تصمیمسازی کشور کمک کند؛ نه اینکه خودش وارد اجرا یا نظارت شود.
وی افزود: این مجموعه نباید به بازوی اجرایی، نهاد نظارتی یا یک اتاق فکر تشریفاتی تبدیل شود. وظیفه آن تولید فکر، تحلیل، طراحی نهادی، ارزیابی مستقل، سیاستپژوهی و پایش است. این دبیرخانه نباید جناحی باشد و نباید به بازوی اجرایی دولت تبدیل شود. قرار نیست یک نهاد سیاسی جدید ایجاد کنیم؛ قرار است یک ظرفیت مستقل فکری و راهبردی برای توسعه ایجاد شود.
مسئله محوری؛ سامان دادن به اقتصاد سیاسی ایران
بزرگزاده مهمترین تشخیص خود را «نابسامانی اقتصاد سیاسی ایران» عنوان کرد و گفت: اقتصاد سیاسی فقط اقتصاد نیست؛ نقطه اتصال سیاست با منابع طبیعی و محیطزیست، آب، خاک، نفت، گاز، جنگل و زمین و همچنین منافع اقتصادی است.
وی افزود: اقتصاد سیاسی در همه کشورها وجود دارد و مسئله این نیست که اقتصاد سیاسی داشته باشیم یا نداشته باشیم؛ مسئله این است که اقتصاد سیاسی کشور باید به سامان باشد.
سخنگوی صنعت آب ادامه داد: یکی از مأموریتهای اصلی دبیرخانه این است که به سامان دادن اقتصاد سیاسی کمک کند و سامانههای تصمیمسازی و تصمیمگیری کشور را اصلاح کند.
وی گفت: ابزار این کار، دانش، استقلال، طراحی نهادی، ارزیابی مستقل، سیاستگذاری و پایش است.
استقلال کارشناسی و مدیریت تعارض منافع
بزرگزاده با تأکید بر ضرورت استقلال فکری و علمی اظهار کرد: کارشناسان و صاحبنظران باید نسبت به تعارض منافع حساس باشند. نمیتوان همزمان در خدمت منافع یک گروه یا الیگارشی خاص بود و در جایگاه یک کارشناس مستقل و بیطرف قرار گرفت.
وی افزود: هر کارشناس ممکن است شغل و منافع حرفهای داشته باشد، اما این منافع باید شفاف باشد و نباید منافع پنهان، استدلال کارشناسی را تحت تأثیر قرار دهد.
وی تأکید کرد: این استقلال باید در حوزه علمی و دانش نیز وجود داشته باشد؛ یعنی کارشناسی که در حال ارائه تحلیل است باید روشن کند چه نسبتی با ذینفعان، گروههای اقتصادی یا ساختارهای قدرت دارد.
سخنگوی صنعت آب با بیان اینکه نخستین گام، «تشخیص» است، گفت: صرفاً اینکه بگوییم در کشور چه اتفاقی افتاده، کافی نیست. باید بفهمیم چرا این اتفاق افتاده است. پس از تشخیص باید به طراحی نهادی، ارزیابی مستقل و بررسی مسیرهای توسعه سیاسی و تعیین مرزهای مسئولیت و اختیار پرداخت. در همه این مراحل نیز استقلال، بیطرفی، شفافیت و مدیریت تعارض منافع باید رعایت شود.
نقشه ذینفعان و «نقشه قدرت»
وی یکی از ابزارهای مهم این فرایند را شناخت دقیق ذینفعان دانست و اظهار کرد: در سطح خرد باید بدانیم چه کسانی از یک سیاست یا تصمیم منتفع میشوند و چه کسانی هزینه آن را میپردازند.
بزرگزاده افزود: در کنار نقشه ذینفعان، باید «نقشه قدرت» را نیز ترسیم کنیم؛ یعنی علاوه بر قدرت رسمی و قانونی، نفوذهای غیررسمی را نیز بشناسیم.
وی ادامه داد: وقتی این نقشهها را بر قوانین و سیاستها قرار دهیم، مشخص میشود چه کسانی از یک تصمیم سود میبرند، چه کسانی متضرر میشوند و چه گروههایی بر فرایند تصمیمگیری اثر میگذارند.
سخنگوی صنعت آب گفت: تعارض منافع، قوانین متداخل، نبود پاسخگویی، موازیکاری و نداشتن یک روایت مشترک، از جمله گرههای نهادی هستند که باید شناسایی و برای آنها راهحل طراحی شود.
وی افزود: باید در سطح نخبگان و جامعه، روایت مشترکی از مسئله شکل بگیرد و این روایت نیز باید به زبان ساده برای مردم قابل فهم باشد؛ زیرا «شناخت بیماری، نیمی از درمان است».
گزارشهای سایه و ارزیابی مستقل؛ ابزارهای «عقل منفصل» توسعه
بزرگزاده در ادامه با اشاره به تجربه برخی کشورها در استفاده از نهادهای مستقل فکری اظهار کرد: در بسیاری از کشورها، مجموعههایی خارج از ساختار رسمی دولت وجود دارند که در کنار گزارشهای رسمی، گزارشهای مستقلی تحت عنوان «گزارشهای سایه» تهیه میکنند.
وی افزود: این گزارشها میتوانند به افزایش اعتماد عمومی و بهبود کیفیت تصمیمگیری کمک کنند؛ زیرا ارزیابی مسائل صرفاً در اختیار ساختار اجرایی قرار نمیگیرد و یک نگاه مستقل نیز میتواند عملکرد، سیاستها و نتایج آنها را بررسی کند.
سخنگوی صنعت آب ادامه داد: دبیرخانه ملی پساجنگ و توسعه نیز میتواند چنین نقشی داشته باشد و علاوه بر گزارشهای تحلیلی، مدلهای سیاستی، سناریوهای مختلف و ارزیابی آثار تصمیمات را تهیه کند.
سیاستگذاری پیش از اجرا؛ پیامدهای بدترین سناریو باید دیده شود
وی تأکید کرد: در تصمیمهای مهم نباید صرفاً به پیامدهای مطلوب یک سیاست توجه کنیم؛ باید پیش از تصویب و اجرای هر تصمیم، پیامدهای احتمالی و حتی بدترین سناریوهای آن را نیز بررسی کنیم.
بزرگزاده افزود: برای تصمیمهای مهم، ارزیابی آثار و پیامدها باید به یک الزام تبدیل شود. باید بدانیم یک قانون یا سیاست چه اثری بر گروههای مختلف اجتماعی، اقتصادی و نهادی خواهد داشت و چه کسانی از آن منتفع یا متضرر میشوند.
وی با تأکید بر اهمیت سنجشپذیری گفت: اگر چیزی را نتوانیم اندازهگیری کنیم، نمیتوانیم آن را مدیریت کنیم. بنابراین اهداف باید قابل اندازهگیری باشند و نظام پایش نیز از ابتدا در طراحی سیاستها دیده شود.
سخنگوی صنعت آب ادامه داد: چرخه سیاستگذاری باید از تعیین مسئله و دستورکار آغاز شود، سپس گزینههای مختلف و شواهد موجود بررسی شود، تصمیم گرفته شود، تصمیم به اجرا برسد و در نهایت، اجرا مورد پایش و ارزیابی قرار گیرد.
قانون و قاعده؛ حافظ آینده در برابر وسوسه امروز
بزرگزاده با اشاره به اهمیت قواعد و مقررات در حکمرانی اظهار کرد: در شرایطی که منابع و امکانات فراوان است، ممکن است نظام تصمیمگیری دچار افت کیفیت شود و نمونههایی از این وضعیت را میتوان در دورههای مختلف کشور مشاهده کرد.
وی افزود: قواعد مالی و پولی از جمله حوزههایی هستند که نیازمند توجه جدیاند؛ زیرا اگر قواعد مناسب وجود نداشته باشد، وسوسههای کوتاهمدت میتواند آینده کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
سخنگوی صنعت آب گفت: قواعد، قانون و مقررات، حافظ آینده در برابر وسوسه حال هستند.
وی با اشاره به مفهوم تمدن ادامه داد: تمدن زمانی شکل میگیرد که قاعده بتواند بر قدرت و رقابت غلبه کند. رقابت به خودی خود بد نیست و حتی میتواند موتور حرکت باشد، اما رقابت باید در چارچوب قواعد درست صورت گیرد.
بزرگزاده افزود: در اصلاحات نیز باید زمان را در نظر گرفت؛ زیرا «زمان، معمار نامرئی اصلاحات» است و برنامهها باید در قالب بستههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت طراحی شوند.
توسعه بدون شبکهسازی و اعتماد پیش نمیرود
وی با تأکید بر ضرورت شبکهسازی گفت: اگر میخواهید سریع حرکت کنید، تنها بروید و اگر میخواهید مسافت طولانی را طی کنید، با هم حرکت کنید. برای توسعه، صرفاً تولید چند گزارش و سند کافی نیست؛ باید شبکه ایجاد کرد، ائتلاف ساخت، آموزش داد، ظرفیت ایجاد کرد و ظرفیت نهادی را افزایش داد.
سخنگوی صنعت آب ادامه داد: در کنار ظرفیت نهادی، باید گفتمان نیز ساخته شود و افرادی تربیت شوند که بتوانند مسائل را درست بفهمند و درست بیان کنند.
بزرگزاده «اعتماد» را پل میان دانش و قدرت دانست و اظهار کرد: اگر دانش نتواند به قدرت تصمیمگیری و سیاستگذاری متصل شود، تأثیرگذاری آن محدود خواهد بود و اگر قدرت نیز از دانش و ارزیابی مستقل جدا شود، تصمیمگیری میتواند دچار خطا شود.
از «کمپینهای سیاسی» تا «کمپینهای دانشی»
وی با اشاره به ضرورت بهرهگیری از تجربههای بینالمللی در حوزه اخلاق و پاسخگویی اظهار کرد: میتوان برخی سازوکارهای بینالمللی را مطالعه و متناسب با شرایط ایران طراحی کرد؛ برای مثال، قواعدی که مانع استفاده مسئولان از منابع عمومی برای منافع شخصی میشود.
بزرگزاده افزود: البته این قواعد باید با شرایط کشور تطبیق داده شوند و نمیتوان بدون توجه به زمینه اجتماعی و نهادی، نسخهای را عیناً وارد کرد.
وی در ادامه بر شکلگیری «کمپینهای دانشی» به جای کمپینهای سیاسی و تودهای تأکید کرد و گفت: جامعه به حرکتهایی نیاز دارد که بر دانش، آگاهی و داده استوار باشند.
سخنگوی صنعت آب همچنین به ایدهای با عنوان «تمشک طلایی» اشاره کرد و افزود: میتوان برای سیاستها، تصمیمها یا عملکردهایی که آسیبهای جدی ایجاد کردهاند، سازوکاری برای ایجاد فشار اجتماعی و حرفهای طراحی کرد؛ البته چنین سازوکاری باید معیارهای کاملاً روشن، شفافیت، داده معتبر، بیطرفی و راستیآزمایی داشته باشد تا خود به ابزار جناحی تبدیل نشود.
وی تأکید کرد: اگر شرمندگی عادلانه باشد، میتواند آغاز تغییر باشد.
آمادگی برای آینده به جای ادعای پیشبینی آن
بزرگزاده با بیان اینکه هیچکس نمیتواند آینده را با قطعیت پیشبینی کند، گفت: وظیفه ما پیشبینی دقیق آینده نیست، بلکه باید برای سناریوهای مختلف آماده باشیم و تابآوری کشور را افزایش دهیم.
وی افزود: شبکه این مجموعه باید گسترده باشد، اما ساختار مرکزی آن باید چابک، کوچک و حرفهای باقی بماند.
سخنگوی صنعت آب درباره معیار موفقیت چنین مجموعهای اظهار کرد: موفقیت را نباید صرفاً با تعداد گزارشها، پروژهها یا جلسات اندازهگیری کرد. معیار اصلی باید «نفوذ دانشی» باشد؛ یعنی اینکه دانش و تحلیل تا چه اندازه توانستهاند در قوانین، مقررات و چارچوبهای تصمیمگیری کشور اثر بگذارند و شفافیت را افزایش دهند.
وی گفت: در نهایت، موفقیت واقعی فقط در پیدا کردن پاسخهای جدید نیست؛ گاهی موفقیت در این است که پرسشهای درستتری مطرح کنیم.
پرهیز از سیاسیکاری و فاصله گرفتن از ساختار اجرایی
بزرگزاده در ادامه به برخی خطرهایی که میتواند این حرکت را تهدید کند اشاره کرد و گفت: یکی از خطرها این است که دبیرخانه به یک مجموعه جناحی تبدیل شود؛ خطر دیگر این است که به یک اتاق فکر تشریفاتی دولت تبدیل شود.
وی افزود: اگر این مجموعه از داده، اطلاعات و دسترسیهای لازم فاصله بگیرد، کارکرد خود را از دست خواهد داد. همچنین مقاومت ذینفعان و فاصله میان عملکرد واقعی و نمایش عملکرد، از دیگر خطرهایی است که باید نسبت به آنها هوشیار بود.
سخنگوی صنعت آب تأکید کرد: گاهی «پرهیز» نیز خودش نوعی کنش است؛ بنابراین باید از اقداماتی که مسیر اصلی را منحرف میکنند، آگاهانه پرهیز کرد.
دبیرخانه باید تشخیصدهنده، طراح و پایشگر باشد
وی در جمعبندی مدل پیشنهادی خود برای دبیرخانه ملی پساجنگ و توسعه گفت: این دبیرخانه باید «تشخیصدهنده، طراح نهادی، اقناعگر و پایشگر» باشد و در جایگاه «مغز منفصل» توسعه عمل کند.
بزرگزاده تصریح کرد: این مجموعه نباید وارد اجرا شود، نباید نهاد نظارتی و تنظیمگر باشد، نباید به دنبال راهاندازی کمپینهای سیاسی و تودهای باشد و نباید به بازوی جناحی یا اتاق فکر تشریفاتی دولت تبدیل شود.
وی افزود: وظیفه این دبیرخانه این است که مسئله را تشخیص دهد، برای آن طراحی نهادی انجام دهد، راهحلها را به زبان قابل فهم برای ذینفعان و تصمیمگیران ارائه کند، آنها را اقناع کند و در نهایت، اجرای سیاستها را از منظر دانشی و تحلیلی پایش کند.
آمادهسازی خاک توسعه به جای کاشت مستقیم درخت
سخنگوی صنعت آب در پایان با بیان اینکه هدف این حرکت، جایگزین شدن با دستگاه اجرایی نیست، اظهار کرد: ما به دنبال کاشت درخت نیستیم؛ میخواهیم خاک را آماده کنیم تا دستگاه اجرایی، بخش خصوصی و دیگران درخت را بکارند.
وی تأکید کرد: اگر قرار است چنین حرکتی موفق شود، باید همه کسانی که دغدغه آینده ایران را دارند در آن مشارکت کنند؛ حتی اگر این موضوع مستقیماً در شرح وظایف شغلی آنها نباشد.
بزرگزاده خاطرنشان کرد: مسئله پساجنگ و توسعه، یک موضوع ملی است و اگر بتوانیم از این فرصت برای اصلاح نظام تصمیمسازی، سامان دادن به اقتصاد سیاسی، تقویت دانش و ایجاد ظرفیتهای نهادی استفاده کنیم، میتوان امیدوار بود ایران مسیر توسعه و رفاه بیشتر را طی کند و از گرفتار شدن در چرخههای زوال و عقبماندگی دور بماند.